روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
81
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
در زير شمايل مريم قديس الواح پولادين متعددى آويخته است كه بر آنها صورت موقوفات و امتيازات اعطائى به اين كليسيا را كنده و با سرب و موم مهر كردهاند . اين امتيازات و موقوفات را همان دژها و شهرهاى سابق الذكر به اين كليسيا اعطاء كردهاند . كليسياى سن مارى پنج پرستشگاه دارد و نقشهء آن مربعى است با محراب نيمدايره شكل كه كف آن از زمين بالاتر و بسيار وسيع است . ستونهاى يشم برنگهاى مختلف طاق را نگهميدارد و ديوارها و كف آنها با الواح يشم پوشيده شده است . شبستان مركزى آن سه راهرو دارد كه بر فراز همهء اينها سقف يكپارچهايست مزين با موزائيكهاى بسيار نفيس . در زاويهء كليسيا در جانب چپ سنگ قبر يشم سرخى ديده مىشود كه در زير آن امپراطور رومانوس سابق الذكر خفته است . ميگويند كه سابقا اين قبر در زر گرفته شده مزين بجواهرات بود . اما چون دويست سال پيش * كه قسطنطنيه در دست لاتينيها بوده نفايس آن بباد غارت رفت و آنچه از اشياء قيمتى بر آن بود بردند . آنسوتر سنگ قبر ديگرى است از جنس يشم كه متعلق است به امپراطور ديگرى * درينجا بما آثار ديگرى ، از جمله بازوى مبارك ديگر يحيى تعميد دهنده را نشان دادند كه همان بازوى راست او باشد و مركب است از بازو و دست از شانه به پائين . اين بازو كلا تازه و كامل است . روايت است كه چون تن يحيى قديس را مىسوزاندند دست راست او نسوخت زيرا كه در هنگام تعميد گرفتن در اردن بالا را نشان داد و با صداى بلند گفت : « برهء خدا را بنگريد » اين بازو در استوانهاى زرين قرار داده شده بود . اما شست او موجود نيست . علت اين امر بنا بگفتهء دير نشينان بدينقرار است . سابقا در شهر انطاكيه ، آنزمان كه بتپرستى در آنجا رواج داشت ، اژدهايى بزرگ بود . رسم و عادت مردم بر اين جارى شده بود كه سالى يك بار انسانى زنده را بكام او ميانداختند و طعمهء اژدها را به حكم قرعه تعيين ميكردند . آنكس كه بوى قرعه اصابت ميكرد مفرى نداشت و به هيچ روى